قهرمان ميرزا عين السلطنه

3510

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

نامهء عماد السلطنه اما رقعهء آقاى عماد السلطنه مطلبى نداشت و تاريخ كاغذ هم يازدهم بود ، فقط اين چند كلمه را مرقوم داشته بودند : « از وقايع آنچه ظاهر است مىنويسم و ظاهر هم تماما غيريقين است و محل تأمل است و ما در طهران نمىتوانيم راستى را بفهميم كه آنها از سمنان تا كجا آمده‌اند و همين نزديكى در خوار چه خبر است . روزى صد قسم حرف آدم مىشنود ، تمام ضد يكديگر . اما آنچه آشكار است گرانى ارزاق و سختى معاش و بىنظمى عدليه و ماليه . در هرصورت از سلامتى احوال خودتان بنويسيد . سردار بهادر و يپرم تازه به ميدان جنگ رفته‌اند . طرف خوار و فيروزكوه جنگ است تا كى پيش ببرد . چقدر اين هنگامه‌ها طول بكشد اين . مردم بدبخت امنيت مىخواستند و مىخواهند و عدالت كه هردو مفقود الاثر است ، « وَز هَر دو نام ماند چو سيمرغ و كيميا . » رقعهء حاجى آقا رقعهء حاجى آقا باز شرح كسالت خودش است كه : « در شمران هم مبتلا به تب شدم ، دمل هم خوب نشده ولى ده روز بيشتر است كه تب ندارم . دمبل يا ( دمل ) نزديك است كه خوب شود اگرچه گود خواهد شد . كبد هنوز تمام نشده . مردم مشغول روزه [ اند ] من بايد دوا بخورم . اوضاع مملكت خراب‌اندرخراب ، ارشد الدوله ( سردار ارشد ) در سمنان ، دامغان ، شاهرود ، بسطام . اردو دارد جنگ در فيروزكوه با اردوى ديگر محمد على ميرزا واقع شده . سردار اردوى ملى « سردار محيى است . » مىنويسد : مىگويند رشيد السلطان را كشته‌اند . ارتجاعيون به عكس مىگويند . آنچه شنيده مىشود دروغ است ابدا حرف راست در بين نيست . سوار بختيارى از اصفهان مىآيد و از طهران توپ و تفنگ گرفته مىروند . فتح و ظفر معلوم نيست . منتصر الدوله و سالار فاتح به نور رفتند و آنجا را گفتند چاپيده‌اند . به‌هرحال حال خرابى است . ملت ايران ، پول ايران در تمامى است . جمعيت زرگنده تماشائى است . چاكر يك روزبه‌روز منزل مؤيد السلطنه رفتم در صحرا روى سنگها خدمتشان رسيدم . جوقه جوقه روى سنگها نشسته‌اند . بد اوضاعى است . » ديگر مىرود توى صحبت بچه‌ها و خانواده تا آخر كاغذ . الموت خوب جايى است به واسطهء آن‌كه پاكتها را در پست‌خانه باز مىكنند مطالب را كم و آنچه آشكار است درج مىكنند . باز موثق [ ديوان ] و عدل الممالك ، مجد الاسلام نوشته بودند خوب جائى